![]() |
|
![]() |
پسر عزیز مادر
دیگه چیزی به اومدنت به جمع ما زمینی ها نمونده. قراره که روز 2شنبه 8 اسفند (آخر هفته 39) ، یعنی 8 روز دیگه ، پا کوچولوی من قدماشو بذاره روی زمین و دل همه رو شاد کنه 
چند وقتی بود نیومده بودم تا برات بنویسم آخه مامان این روزا خیلی احساس سنگینی و خستگی میکنه و دائما در حال نفس نفس زدنه
و از طرفی آرشا خان ماشالله کلی پهلوون شده و حرکتاش هم کمتر نشده و با تکوناش مامانی رو ولو میکنه رو زمین!!!
عزیز دل مادر میدونم که جات تنگه و داری اذیت میشی اما دلبندم یه هفته دیگه هم تحمل کن تا مامان با خیال راحت پسرشو بغل بگیره (مامانی الان که دارم مینویسم شما با زانوت شیمک مامان رو زدی سوراخ کردددددددددی الهی که فدای اون زانوی کوشولوت برررررم من
) دارم روزشماری میکنم برای دیدنت و درآغوش کشیدنت. پس تا اون موقع مراقب خودت باش و زیاد شیطونی نکن
خداونداااااااااا این یک هفته رو هم به خوبی و خوشی بگذرون و مراقب عزیزترینم باش... توکلمون فقط به خودته
بازدید : 1 مرتبه | موضوع :
قلمبه مامانی بالاخره اتاقت آماده شد
البته یه هفته ای میشه که آمادس اما تا جشن بگیریم و من فرصت کنم عکس بگیرم یه کمی طول کشید...
اول از همه از مامان و بابای خودم کلی تشکر میکنم که خیلی زحمت کشیدن و میکشن. بابا جون هر هفته مامانی و قملبه شو میبره دکتر و پایین بیمارستان 1-2 ساعت صبر میکنه تا ما برگردیم البته بابا احمد طفلی خیلی دوست داره خودش مارو ببره اما کارش سخته آخه پسملم
تشکر بعدی و مخصوص از بابا احمد که برای پسملش کادوشو گررررررررررررفت اونم یه وان یکاد خیلی خیلی خوشمله که کسی گل پسرمونو چشم نزنه (الهی)
حالا بریم سر عکسا....
این اسمته که خاله الناز زحمت کشیده برات با کلی عشق درستیده (خاله جوووووووونم دست گلت درد نکنه)

بقیه عکسارو بی زحمت تو ادامه مطلب ببینید...
بازدید : 73 مرتبه | موضوع :
پسر گلم آرشا
این روزا که دیگه داریم وارد هفته 34 می شیم ماشالله حسابی بزرگ شدی و تو دل مامانی جات تنگ شده... نفس مامان هم چرخیده و الان کله پا منتظره تا وارد زندگی مامان و بابا بشه. الان که دارم برات مینویسم با آرنج کوشولوت شیمک مامان رو سوراخ کرددددددددددددددددی
مامانی یه کم یواش تررررررررررر. میدونم که برای خودتم سخته اما این روزا همه نگرانی مامان اینه که با این حرکات ژانگولری که اون تو میزنی نکنه زودتر دنیا بیای
البته من و بابایی بی صبرانه منتظر ورودت هستیم اما دوست داریم سالم و سلامت پا بذاری تو این دنیا عسملم بعلاوه هنوز تخت و کمدتو نیاوردن که اتاقتو بچینیم
البته همه چی آمادس مامانی خیلی وقته که تمام خریداتو انجام دادیم اما قرار بود اول این هفته تختو بیارن که انگار تاخیر 10-12 روزه داره و این مامان نگران رو بیشتر نگران میکنه اما قول میدم تا تخت و کمدتو آوردن سریع اتاقتو آماده کنیم و عکساشم بذارم که بعدا ببینی و حالشو ببری اشالله
چند وقته که آرووم آرووم مشغول خونه تکونی عید هستیم تا همه جا رو برای وروود فرشته کوچولومون تمیز کنیم. دیگه چیزی نمونده که اونم اشالله این هفته تموم میشه
خدایااااااااا تا اینجا خودت فرشته مارو نگهدار بودی از اینجا به بعد هم پسرم رو به خودت میسپرم
بازدید : 9 مرتبه | موضوع :
پسر خوشگلم
دیروز (چهارشنبه 90/10/21) بعد از مدتها رفتیم سونو که ببینیمت. دل تو دلم نبود که یه باره دیگه ببینمیت. ساعت 4 بعداز ظهر وقت داشتیم اما از اونجایی که بابایی دلش میخواست حتما پسرش رو ببینه یه کم دیرتر رسیدیم آخه بابایی نمی تونست زودتر برسه! بعد از کمی معطلی تو سونو گرافی دکتر لاریجانی نوبتمون شد
قلبم اینقدر تند میزد که نمی تونستم بایستم... واااااااااااااای خدااااااااااااااااااااااااا اون لحظه که خانوم دکتر شما رو شروع کرد نشون دادن و توضیح دادن به من و بابایی دیگه رو زمین نبودم
اینقدر خوشحال بودم که هرگز کسی نمیتونه تصور کنه. قربون اون لپات برم مادر که کلی بانمکت کرده... شما هفته 32 هستی و 1800 هم وزنتونه ماشالله... فدای چشمات بشم که دائم اونارو باز و بسته میکردی. مامانی تو اون تاریکی داشتی چیو نگاه میکردی؟؟؟؟ وقتی که پلک میزدی و دست و پاتو تکون میدادی برامون انگار خدا همه بهشتشو یه جا بخشیده به من
راستی بابایی سی دی سونو رو هم برامون گرفت که وقتی بزرگ شدی خودتو تو شیمک مامان ببینی و خدای بزرگ و توانا رو شاکر باشی همیشه 
خدایا من خوشبخت ترین زن روی زمینتم. بابت همه چیزایی که دادی و ندادی ازت سپاسگزارم. اینقدر داده هات زیاده که من هرگز حس نکردم چیزی کم دارم تو زندگیم. خدایا امیدوارم همیشه لایق و شکرگزار نعمتهات باشم
پروردگارا ، همسرم که بهترین مرد توی دنیاست و بعد از اون پسرم که شیرین ترین اتفاق زندگی مشترکمونه رو به خودت سپردم .
بازدید : 9 مرتبه | موضوع :
کودک شما چگونه تغییر می کند؟
احتمالا اكنون وزن كودك شما حدود 1800 گرم و طول او هم حدود 43.2 سانتي متر است و بيشتر فضاي رحم شما را به خودش اختصاص داده است. ناخنهاي انگشتان پاهاي او درآمده اند و ناخنهاي انگشتان دستهاي او هم رشد كرده اند. برخي از كودكان در اين مرحله موي واقعي هم درآورده اند در حالي كه برخي ديگر تنها موهاي نرمي شبيه به كرك هلو دارند.
شما چگونه تغییر می کنید؟
در حال حاضر حجم خون شما (پلاسماي خون و گلبولهاي قرمز آن) حدود 40 تا 50 درصد بيشتر از زماني شده است كه حامله نبوديد. اين تغيير براي آن است كه نيازهاي شما و كودكتان تامين شود. همچنين اين خون اضافي خونريزي هنگام زايمان را هم جبران خواهد كرد. وزن شما به ميزان نيم كيلوگرم در هفته در حال افزايش است كه نيمي از اين افزايش وزن متعلق به كودك شما مي باشد. با نزديك شدن رحم به ديافراگم و فشار آوردن به آن و افزايش فشار بر روي شكم ممكن است بيشتر از قبل دچار سوزش معده شويد يا گاهي اوقات احساس تنگي نفس كنيد. براي رفع مشكل تنگي نفس غذاي خود را در حجم كمتر و دفعات بيشتر (به جاي سه بار در روز) ميل كنيد و هنگام خوابيدن پاي خود را بالاتر از بدن قرار دهيد. خوردن حجم كمتري از غذا به رفع سوزش معده نيز كمك مي كند.
با رشد كودك شما بواسطه افزايش وزن در ناحيه شكم ، وضعيت ظاهري بدن و همچنين مركز ثقل شما تغيير مي كند. بعلاوه ماهيچه هاي شكمي شما كشيده تر شده، هورمونها موجب سست تر شدن رباطهاي ماهيچه ها مي شوند و حتي ممكن است رحم در حال رشد، بر تعدادي از عصبهاي شما نيز فشار وارد كند. اين موارد ممكن است باعث بروز كمردرد و يا احساس درد در كفل و يا كشاله ران شما شوند. در صورتي كه در پاهاي خود احساس كرختي (بي حسي) و يا خارش مي كنيد به پزشك يا ماماي خود اطلاع دهيد.
قربونت بره مادرت که داری روز به روز بزرگتر میشی و دل مامان و بابا رو کلی بردی... راستی چند روز پیش بابایی از رو شیمک مامان ازت فیلم گرفت و شما هم کلی به باباجون حال دادی و چنان موج مکزیکی زدی که بابا نتونست جلو خودش و بگیره و همش میگفت آفررررررررین پسر پهلوونم.
بابایی انگار باورش نمی شد که اینقدر زورت زیاد شده تا شب همش میگفت وای خدا چه حرکتی زد بچم!!! فدای دست و پای کوشولوت بشم خوب به خودت برس که 4شنبه قراره بریم سونو و دوست دارم وزنت خوب باشه ها ماماااااانی 
بازدید : 6 مرتبه | موضوع :
خدایاااااا نمی دونم چطور باید بابت اینهمه نعمت و لطفی که داری ازت تشکر کنم. با هر حرکت پسرم تورو نزدیکتر به خودم میبینم و به عظمت و بزرگیت بیشتر پی میبرم. با همه سختیهایی که دارم اما از خوشحالی شاید روزی 1000 بار میگم " پروردگارا شکرت "
و اما برسیم به این شازده پسر بلااااااااااا
الهی که مامان فدای اون دست و پای کوشولوت بره که وقتی تکون میخوری یه استخون کوشولو معلوم میشه و دل مامانی پر میکشه به آسموناااا... هر بار که پای نازتو حس میکنم کلی میخندم و به بابایی میگم عاااااااااااااشق این استخونشم 
این چند روزه نمی دونم چی شده و چقدر بزرگ شدی که مامانی یهو سنگین شده و سخت جابجا میشه. زورت هم که ماشالله زیاد شده و با هر لگدت دیگه منو از خواب بیدار میکنی... تا به سمت راست برمیگردم که بخوابم محکم لگد میزنی تا دوباره برگردم به سمت چپ!!! خداااااااااا برسون اون روزی رو که عزیزترینمو در آغوش بگیرم
بهترین خبر هم اینه که چند وقته که اسمت تصویب شد و همه دیگه پسرمو با اسم صدا میکنن. قرار بود از بین اسامی زیر یکی رو انتخاب کنیم:
آرشام : جوانمرد و نیرومند
رایان : رهبر و راهنما
آرشا : مقدس و تقدیس شده
و بعد از کلی مذاکرات اسمتو گذاشتیم " آرشا"
امیدوارم که نامدار باشی پسرکم
بازدید : 18 مرتبه | موضوع :
پسمل قند عسلم
دیگه وسطای هفته 30 هستیم عزیز دلم. کم کم داریم تو سرازیری میافتیم و برای دیدنت هر روز بابایی روزشماری میکنه!
وای که نیومده چقدر خاطرخواه داره این ورووجک من. خاله الناز که هر روز کلی ماچت میکنه و قربون صدقت میره. بابا احمد که وقتی خودتو قلمبه میکنی تو دل مامان دلش ضعف میره و کلی نازت میکنه تا آرووم بشی و دقیقا این جمله هر روزشه که " کی بشه دنیا بیاد" . اما مامانم شما اصلااااااااا عجله نکن و همون سر وقت بیا. مامان بابایی که هر وقت حرف می افته که چه شکلی میشی بلند میگه از همه خوشگل تر میشه اصلا امکان نداره که بچم خوشمل نباشه... بین خودمون باشه مامانی هم کلی ذوق میکنه 
مادرجون و پدر جون خودم هم که نگو و نپرس... روز جمعه فشارم یهو افتاد و چشام سیاهی رفت اگه بدونی مادرجون و پدرجون چه حالی شدن. طفلی پدرجون اینقدر ترسیده بود که نگو تازه ناهار هم برامون آوردن یه قرمه سبزی خیلی خوشمزه 
مامانم فکر کنم دیگه داره جات اون تو تنگ میشه آخه ورجه وورجه هات کمتر شده اما زورت زیادتر
دیگه تند تند لگد نمیزنی اما دائما خودتو فشار میدی به شیمک مامان... وقتی دستمو میزارم رو دلم گاهی استخوناتو حس میکنم. الهی که قربون اون استخونای کوشولوووووووووووووووت بشم نفسم 
خدایااااااااااا حس مادر شدنو به همه بچشون که شیرین ترین حس دنیاست
خدایااااااااااا پسرمو دست خودت سپردم خودت نگهدارش باش
بازدید : 16 مرتبه | موضوع :
اكنون وزن كودك شما حدود 1100 گرم و اندازه او كمي بيشتر از 38 سانتي متر است. ماهيچه ها و ريه او به رشد خود ادامه مي دهند و سر او بزرگتر مي شود تا با مغز در حال رشد او (كه در حال ساختن ميلياردها سلول عصبي است) هماهنگ شود. با اين سرعت بالاي رشد نبايد تعجب كرد كه نيازهاي غذايي كودك شما در اين سه ماهه به حداكثر مقدار خود مي رسند. براي اينكه نيازهاي غذايي خود و كودكتان را به خوبي تامين كنيد، به مقادير زيادي پروتئين، ويتامين C، اسيد فوليك، آهن و كلسيم نياز داريد. اسكلت كودك شما در حال محكم شدن است و به همين دليل بدن او هر روز حدود به 200 ميلي گرم كلسيم نياز دارد.
شما چگونه تغییر می کنید؟
اكنون شما بايد بتوانيد حركات كودك خود را به خوبي حس كنيد. به ضرباتي كه كودكتان با آرنج يا پايش مي زند توجه كنيد و اگر احساس كرديد كه فعاليت كودكتان كم شده است به پزشك خود خبر دهيد. او ممكن است از شما بخواهد تا تعداد حركات جنين يا ضرباتي را كه به بدن شما وارد مي كند بشماريد، تا مطمئن شود كه مشكلي وجود ندارد.
ممكن است به برخي از عارضه هاي قديمي، مثل سوزش معده و يبوست دوباره دچار شويد. هورمون پروژسترون كه در دوران حاملگي ترشح مي شود عضلات بدن شما را سست و آزاد مي كند كه شامل عضلات معده و روده نيز مي شود. شل شدن عضلات به اضافه ازدحامي كه در شكم شماست سرعت هضم غذا را كاهش مي دهد، بخصوص بعد از صرف يك وعده غذاي سنگين ممكن است در معده و روده شما گاز يا نفخ توليد كند. بواسير نيز مشكل ديگري است كه مي توانيد آن را ناشي از رشد رحم (و همچنين يبوست) بدانيد. بواسير كه به رگهاي خوني متورم در ناحيه مقعدي گفته مي شود در دوران حاملگي بسيار شايع است و معمولا پس از زايمان به سرعت از بين مي رود. اگر اين عارضه همراه با خارش يا درد باشد، مي توانيد در يك لگن يا وان كوچك از آب گرم (كه كفلها و مقعد را بپوشاند) بنشينيد و يا از كيسه آب گرم يا كمپرس سرد در محل عارضه استفاده كنيد. همچنين از نشستن يا ايستادن به مدت طولاني اجتناب كنيد. از مصرف هرگونه مواد دارويي بدون تجويز پزشك خودداري كنيد و هرگونه خونريزي مقعدي را سريعا به او اطلاع دهيد. براي جلوگيري از بروز يبوست از غذاهاي فيبردار استفاده كنيد، مقادير زياد آب بنوشيد و يك تمرين ورزشي منظم داشته باشيد.
تعداد كمي از خانمهاي حامله ممكن است به عارضه "افت فشار خون خوابيده" مبتلا شوند. اين حالت ناشي ازكاهش فشارخون است وهنگامي كه اين خانمها به پشت دراز مي كشند ضربان قلب و فشار خون آنها تغيير مي كند؛ ممكن است به سرگيجه دچار شوند و با تغيير وضعيت سرگيجه آنها از بين مي رود. همچنين ممكن است هنگامي كه به سرعت تغيير وضعيت مي دهيد دچار سرگيجه شويد. براي اجتناب از اين عارضه هنگامي كه مي خواهيد از حالت درازكش به حالت نشسته و سپس به حالت ايستاده تغيير وضعيت دهيد اين كار را به آرامي انجام دهيد.
بازدید : 15 مرتبه | موضوع :
پسرکم 28 هفتگیت مبارک باشه عزیزم اشالله به سلامتی هفته های باقی مونده رو هم بگذرونی و جمع دونفره خوشبخت مارو خوشبخت تر و شادتر از قبل بکنی 

قند عسل مامانی جدیدا زورت زیاد شده پهلوون ماماااااااااان چنان لگدایی میزنی
که ناخودآگاه صدام بلند میشه اما ته دلم قند آب میشه وقتی شاهد بزرگ شدنت هستم و میبینم که شکر خدا سالمی. خرید سیسمونیت هم دیگه تموم شده و بی صبرانه منتظریم که اتاقتو بچینیم. قرار شده که تخت و کمدتو 25 دی ماه بیارن و بلافاصله بعدش اتاقتو آماده میکنیم و عکساشم میذارم 
خدایا کمکون کن که روزای باقیمونه هم به سلامتی بگذره و پسملمون صحیح و سالم بیاد تو خونمون
بازدید : 13 مرتبه | موضوع :
کودک شما چگونه تغییر می کند؟
كودك شما دارد همه رحم شما را پر مي كند! در اين هفته او حدود 900 گرم وزن دارد و طول بدن او نيز 36.5 سانتي متر است. او اكنون مي تواند چشمان خود را باز و بسته كند و در زمانهاي مشخصي مي خوابد و بيدار مي شود. او مي تواند انگشتهايش را نيز بمكد. هرچند ريه هاي او هنوز كاملا رشد نكرده است، اما در صورتي كه در اين زمان بطور اتفاقي نارس به دنيا بيايد، با كمك دستگاه ريه او قادر خواهد بود تنفس را انجام دهد. به حركتهاي ريتميك و منظم كودك خود دقت كنيد زيرا نشانه سكسكه هايي هستند كه از اين به بعد ممكن است به طور معمول رخ دهند. معمولا هر بار سكسكه كودك تنها چند لحظه طول خواهد كشيد و در نتيجه براي او آزاردهنده نخواهد بود؛ پس از احساس اين حركات لذت ببريد! با رشد بيشتر بافت مغز اكنون مغز كودك شما بسيار فعال است. فكر مي كنيد او به چه چيز فكر مي كند؟!
شما چگونه تغییر می کنید؟
كودك شما در حال آماده شدن براي مرحله نهايي است، در نتيجه شما ممكن است عوارض جديدي را مشاهده كنيد. علاوه بر احساس درد در پشت و كمر، ممكن است گاهي اوقات دجار گرفتگي عضلات پا نيز بشويد. پاهاي شما وزن زيادي را تحمل مي كنند و رحم شما نيز به جريان خون بيشتري نياز دارد. با رشد رحم فشار بيشتري بر رگهايي كه خون را از اندامهاي تحتاني شما به سمت قلب مي برند و همچنين بر عصبي كه از بالاتنه به سمت پاهاي شما مي رود وارد مي شود. متاسفانه هر چه مدت بيشتري از حاملگي شما بگذرد اين گرفتگيهاي عضلاني شديدتر و بيشتر خواهند شد. گرفتگي عضلات معمولا در شب رخ مي دهد، اما ممكن است در طول روز هم بروز كند. با انجام اين تمرين شايد از درد و گرفتگي رها شويد: پاهايتان را دراز كنيد و انگشتهاي پاهاي خود را مستقيم به سمت جلو بكشيد، سپس آنها را به سمت عقب (مثل اينكه بخواهيد انگشت شست پا را به روي ساق برسانيد) بكشيد. اين كار موجب كشيده شدن ماهيچه ساق پا مي شود و ممكن است مشكل شما را بهبود ببخشد. همچنين چند دقيقه پياده روي يا ماساژ دادن ماهيچه ساق پا ممكن است مفيد باشد.
اين مطلب ممكن است فعلا براي شما بسيار دور از ذهن باشد اما بهتر است به برنامه تنظيم خانواده و روش جلوگيري از بارداري نيز فكر كنيد. شما بايد قبل از تولد نوزادتان در برخي موارد تصميم بگيريد. شايد اين تعداد فرزند برايتان كافيست و بخواهيد لوله هايتان را نيز در زماني كه در بيمارستان هستيد ببنديد. به هر حال از حالا وقت كافي داريد كه با همسرتان و متخصص مشورت كنيد.
بازدید : 14 مرتبه | موضوع :


